بازاریابی خدمات بانکی

امروزه خدمات به عنوان مبنا و میزانی جهت سنجش توسعه اقتصادی در کشور ها قلمداد می شوند وتنها عنصری که می تواند پایداری این روند را تضمین نماید، مصرف کننده و یا به عبارت جامع تر مشتری است که خواهان بازار بوده و حق انتخاب از گزینه هایی که این عنصر جهت انتخاب در پیش روی دارد بسیار اساسی و تعیین کننده است که می بایست این موارد را شناخت ، تحلیل نموده و ارائه خدمات را بر پایه آن ها بنیادنهاد. بنابراین می توان گفت که تحقیقات بازاریابی عامل ارتباط دهنده تولید کننده با مشتری و جامعه است.

در ابتدا لازم است این سوال مطرح گردد که بازاریابی چیست و بازاریابی بانکی چه مفهومی دارد؟ قبل از پاسخگویی به این پرسش باید به این موضوع اشاره نماییم که بازاریابی هنر ارزش خالص قائل شدن برای مشتری است و بازاریابی هنر کمک به مشتریان برای انتخاب برتر است به طوری که بازاریابی را می توان مجموعۀ فعالیت هایی دانست که قبل از ارائه یک خدمت شروع شده و هدف آن جلب رضایت مشتریان و کسب سود و شهرت برای بنگاه اقتصادی است که این فعالیت ها از مرحله تحقیقات آغاز و تا خدمات پس از فروش ادامه می یابند و به بیان دیگر فرآیند بازاریابی نوین با شناسایی و سنجش نیازها و خواسته ها ی برآورده نشده مستریان آغاز شده و پس از انتخاب بازارهای هدف با نگرش سیستمی ، استراتژی هایی در زمینه بازاریابی خدمات با در نظر گرفتن انتظارات مشتریان تنظیم می گردد.

به طور کلی می توان سه عامل را که در علم بازاریابی از اهمیت ویژه ای برخوردارند به شرح زیر بیان نمود که از آمیزش این سه عامل در هر سازمانی اصل مشتری مداری تحقق می یابد.

  • نوع خدمت (مشاوره ای و اجرایی)
  • کیفیت (سرعت و دقت)
  • ارزش (مادی و معنویی)

بنابراین می توان این طور نتیجه گیری نمود که در اصل مشتری مداری می بایست قبل از تولید یک خدمت ، با استفاده از ابزارهاو خدمات مشاوره این نیازها و انتظارات مشتریان را شناسایی نموده و بر مبنای آن نیازها انواع خدمات مشاوره ای نیازها انواع خدمات رابا بالاترین کیفیت چه از نظر سرعت در اجرا و چه از نظر دقت در افزایش ضریب ایمنی در ارتباط با خدمات بانکی ، تولید و یا ارائه نمود تا برای مشتریان بالاترین ارزش را به همراه داشته باشد.

با توجه به مطالب فوق می توان بازاریابی بانکی را فرآیندی دانست که بانک ها و مؤسسات مالی و اعتباری برای ارائه خدمات مورد نیاز مردم و اینکه آنها چه خدمت و یا خدماتی را باید تولید و یا عرضه نمایند . طی می کنند و این یک فرآیند کوتاه مدت نیست بلکه یک فرآیند سرمایه گذاری در بلند مدت است چرا که اتخاذ شیوه صحیح بازاریابی قبل از تولید و یا عرضه خدمات به بازار می تواند تا مدت ها پس از فروش خدمت نیز ادامه داشته باشد.

در مفهوم بازاریابی وجود رقبا هم تهدید و هم فرصت برای هر سازمانی به شمارمی آیند (تهدید از جهت از دست دادن سهم بازار و فرصت از جهت پیشی گرفتن از سایر رقبا)و از سوی دیگر این رقبا هستند که منجر به مشتری مداری در عرصه کسب و کار می گردندو متمایز بودن رمز موفقیت در هر عرصه رقابتی است که برای تحقق این امر نیز می بایست به بررسی ، تجزیه و تحلیل ارتباط مشتریان با سازمان ها و نیازمندیهای آنان پرداخت یا به عبارت دیگر مدیریت ارتباط با مشتریان می‌توانند فزآیندی جهت گردآوری و یکپارچه سازی اطلاعات به منظور بهره برداری مؤثر و هدف دار در برقراری ارتباط با مشتریان، فروش، بازاریابی موثر، حساسیت و یا نیازهای بازار باشد. مدیریت ارتباط با مشتریان بخشی از استراتژی یک سازمان جهت شناسایی مشتریان جذب و راضی نگهداشتن آنان و تبدیل آنان به مشتری دائمی است. ایده اصلی مدیریت ارتباط با مشتریان کمک به بنگاه ها برای استفاده از تکنولوژی و منابع انسانی در به دست آوردن دیدگاه بهتر نسبت به رفتارهای تجاری و ارزشی است که هر مشتری برای سازمان ایجاد می نماید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *