همه‌ی نوشته‌های marketing

وضعیت بازار سلولزی ایران

مصرف کننده است که جایگاه هر برندی را در عرصه وسیع بازار تعیین می سازد. آستانه تنوع سلیقه ی مشتریان در مورد دستمال ها بیشتر محدود به وی‍‍‍‍ژگی های ظاهری است.

میانگین نظرسنجی در برخی از فروشگاه ها معلوم می کند در مورد پوشک بچه ، محصولات خارجی قیمت یکسان با محصولات ایرانی ، فروش بیشتری دارد. اغلب مصرف کنندگان اعتقاد دارند تورم و بحران اقتصادی تأثیری بر روند مصرف محصولات سلولزی و بهداشتی ندارد و صرفه جویی در بخش های دیگری از مصرف خانگی که در اولویت نباشد لحاظ می گردد.
صنایع سلولزی و بهداشتی از مهم ترین و اساسی ترین صنایع هر کشوری محسوب می شود ؛ چرا که مورد استفاده ی تمامی اقشار جامعه و تمامی مقاطع سنی قرار گرفته و نیز مستقیماً با سلامت افراد و در نتیجه بقای جامعه سرو کار دارد .این بخش از صنایع به دلیل اهمیت موارد مذکور، به لحاظ تولیدی بسیار حساس بوده و از نظر تهیه ی مواد اولیه ، تجهیزات تولیدی ، بهداشت ،کیفیت محصول مصرفی و کیفیت ظاهری (زیبایی) و همچنین با توجه به بحران های ارزی و اقتصادی کنونی ، شرکت های متعددی را به رقابت تنگاتنگ با یکدیگر ترغیب می کند .در میان شاخص های رتبه بندی همه برندگان تولیدی و وارداتی در همه ی زمینه های صنعتی ، سهم مصرف کننده ، بیشترین درصد را به خود اختصاص می دهد و در داقع این مصرف کننده است که جایگاه هر برندی را در عرصه ی وسیع بازار تعیین می سازد. اما نکته این جاست که مصرف کننده با توجه به شرایط اقتصادی ، فرهنگی وحـرفه ای گوناگـون ، سلیقـه های مختلفی را به بازار تحمیل می سازد و این مهـم باعث می شود که هر کدام از برندها ضمن رقابت ، جایگاه ویژه خود را در گستره ی تجارت حفظ کنند .

روشهای موثر برای حضور حداکثری برند شما در فضای مجازی

شکی نیست که حضور در فضای مجازی برابر خواهد بود با آگاهی از برند. در حقیقت اکثر کارشناسان بازاریابی توافق دارند که هر چه قدر برندتان در فضای مجازی بیشتر دیده شود، مشتریان بیشتری را جذب خواهید کرد. برند آنلاین شما به اندازه برندسازی متعارفتان اهمیت دارد و روز به روز بر اهمیت آن افزوده می‌شود. امروزه اکثر مشتریان دارای عقلانیت تکنولوژیکی هستند و معمولاً بر روی حضور آنلاین شرکت به عنوان بخش مهمی از اعتبار آن در بازار تکیه می‌کنند.

در عصر رقابت پذیری که در آن زندگی می‌کنیم، برای این که برند شما به صورت آنلاین موفق شود، باید بسیار قابل تشخیص، قابل مقایسه و معتبر باشد و خود را از رقباء متمایز سازد. این دیدگاه از برند شما، اعتبار آن را افزایش می‌دهد و مشتریان را بیشتر مایل به محصول / خدماتتان می‌نماید. در ادامه روشهای کلیدی برای حضور حداکثری برند شما در فضای مجازی بررسی می‌شود؛

با برندسازی سازگار شوید

 از خودتان این سئوال را بپرسید که “کسب و کار من واقعاً در چه حوزه‌ای است؟” بسیار مهم است که یک استراتژی برندسازی سازگار را در همه کانال‌های آنلاین نمایش دهیم. این کار باعث قابل تشخیص بودن برند شده و به تقویت نام تجاری کمک می‌کند. برای یک کسب و کار معمول است که از چندین کانال برای دستیابی به مشتریان استفاده نماید. برای مثال، یک شرکت ممکن است از وب سایت خود، چندین شبکه اجتماعی، وبلاگ‌ها، سایت‌های اشتراک سند و موارد دیگر استفاده کند.

سایت خود را بهینه سازی کنید

همانطور که می‌دانیم ایجاد و نگهداری یک وب سایت یکی از مهم‌ترین ابزارهای تبلیغاتی برای هر کسب و کاری است. بهینه سازی وب سایت برای عملکرد مطلوب در موتورهای جستجو یکی از اولین اقداماتی است که شرکت‌ها می‌توانند برای جذب ترافیک به وب سایت و بهبود قابلیت دیده شدن برند، انجام دهند.

رسانه‌های اجتماعی

بازاریابی رسانه‌های اجتماعی یکی از راه‌های موثر و مقرون به صرفه برای ارتقاء کسب و کارهای کوچک و شرکت‌ها و بهبود وضعیت دیده شدن برند شماست. بازاریابی رسانه‌های اجتماعی باعث افزایش دید، وفاداری به برند و تشخیص آن شده و می‌تواند فروش شما را افزایش دهد. علاوه بر این، بازاریابی رسانه‌های اجتماعی اجازه می‌دهد تا کسب و کارهای کوچک و مبتدیان با استفاده از این مزیت رقابت کنند و آنها را قادر می‌سازد تا به طور گسترده‌ای به مخاطبان دسترسی پیدا کنند.

تولید و انتشار محتوای با کیفیت عالی

ایجاد و توزیع محتوای با کیفیت، بهترین راه برای به دست آوردن بازدید آنلاین است. این یکی از مؤثرترین استراتژی‌های بازاریابی برای ارتقاء کسب و کار و شناساندن برند به صورت آنلاین است. امروزه ایجاد محتوای باکیفیت برای هر استراتژی بازاریابی ضروری است.

اجرای بازاریابی ویدئویی

کسب و کارها در هر اندازه و مقیاسی می‌توانند از بازاریابی ویدیوئی بهره‌مند شوند. ارسال ویدیوهای برنددار مربوط به فعالیت شما یک راه بسیار موثر برای تبلیغ کسب و کارتان است، ترافیک را به وب سایتتان هدایت می‌کند و برند شما را به مشتریان بازار هدف معرفی می‌کند.

ساخت وبلاگ

داشتن یک وبلاگ می‌تواند امکان دیده شدن برند را افزایش دهد و شانس موفقیت شما را بهبود بخشد. وبلاگ‌ها به میزان قابل توجهی رتبه شما را در موتورهای جستجو بهبود بخشیده، اعتبار برند شما را افزایش داده و موجب افزایش دسترسی به مشتریان بالقوه می‌گردند. علاوه بر این، وبلاگ نویسی به ایجاد روابط پایدار با مشتریان و سایر افراد تأثیرگذار کمک می‌کند.

چگونه یک کتابچه راهنمای برند طراحی کنیم

کتابچه راهنمای برند سندی رسمی برای شرکت‌هاست که در آن هویت برند توضیح داده شده و استانداردهای لازم ارائه می‌گردند. برخی از کتابچه‌های راهنمای برند اختصاصاً بر جنبه‌های طراحی متمرکز شده‌اند، در حالی که بعضی دیگر شامل راهنمای کلی شرکت و دستورالعمل‌های ارتباطی نیز می‌باشند. مهم‌ترین چیز این است که نیاز به چنین کتابچه‌ای را در شرکت خود ارزیابی کنید و تصمیم بگیرید که چه موضوعاتی را شامل گردد.

دلیل اصلی داشتن یک راهنمای برند ایجاد هماهنگی است. هنگامی که قوانینی ندارید، هر طراح و بازاریابی، ایده‌های خود را که مناسب می‌پندارد به اجرا خواهد گذاشت و در فرایند برندسازی شرکت هرج و مرج ایجاد می‌گردد.

چه مواردی در کتابچه برند مطرح می‌گردند

کتابچه‌های راهنمای برند شبیه یکدیگر نیستند اما معمولاً ساختار مشابهی دارند. سه بخش اصلی یک کتابچه راهنمای برند عبارتند از:

درباره برند

  • معمولاً شامل ماموریت برند، ارزش‌ها و جامعه هدف می‌باشد.
  • این بخش می تواند بسته به اهداف شما کوتاه و یا طولانی باشد. این قسمت یکی از بخش‌هایی است که اکثراً از بین رفته است، چرا که ماموریت و ارزش‌ها معمولاً به شیوه بسیار خسته کننده و سَبک شرکتی ارائه می شوند.

دستورالعمل‌های بصری

  • لوگو: رنگ، نحوه قرارگیری، تغییرات، اندازه و نسبت، نمونه‌هایی از استفاده نامناسب از لوگو
  • نشان تجاری: رنگ، زمان و مکانی که از آن استفاده می‌شود
  • شعار تبلیغاتی: جایی که باید نمایش داده شود
  • رنگ‌ها: رنگ‌های برند اولیه و همچنین رنگ‌های ثانویه
  • تایپوگرافی: فونت‌های شرکتی برای سرفصل‌ها و متون و غیره
  • عکاسی: سبک عکاسی، دستورالعمل‌های تصویر
  • سایر طرح‌های گرافیکی: آیکون‌ها، الگوها، بافت‌ها

دستورالعمل‌های ارتباطی

  • زبان: برند شما با چه زبانی ارتباط برقرار می‌کند؟
  • گرامر و قالب بندی: اختصارات، اعداد، حروف بزرگ، مخفف‌ها، زمان‌ها و عناوین
  • قابلیت خواندن: جملات پیچیده و یا ساده و کوتاه
  • سَبک: فنی / غیرفنی؛ رسمی / تصادفی / عامیانه
  • تن صدا: (منطقی / احساسی؛ صمیمی / دور، جدی / طنز آمیز و غیره)
  • ایمیل: ساختار ایمیل، امضای ایمیل
  • راهنمای سبک نوشتاری: دستورالعمل، قالب بندی و ساختار برای پست‌های وبلاگ
  • رسانه‌های اجتماعی: هدف، زمان ارسال، نوع پست، برای هر کانال اجتماعی

مراحل طراحی یک کتابچه راهنمای برند

قبل از شروع طرح‌بندی، مطمئن شوید که کپی یا حداقل یک پیش نویس اولیه دارید. ممکن است بعضی تغییرات پس از یا در طول فرآیند طراحی وجود داشته باشد، که نیاز به نسخه اولیه در اینجا ضروری است. سپس با شخص مسئول این پروژه صحبت کنید و مطمئن شوید که دیدگاه آن‌ها را درک می‌کنید. از آن‌ها بخواهید نمونه‌هایی از کتابچه راهنمای برند را که به سلیقه آن‌ها نزدیک‌تر است به شما نشان دهند و توضیح دهند که چه چیزی در مورد هر یک از آن‌ها مورد علاقه آن‌هاست. این به شما کمک خواهد کرد که آنچه را که آن‌ها می‌خواهند در کتابچه راهنمای برند بیاید را درک کنید.

دستورالعمل‌هایی که در کتابچه راهنمای برند ارائه می‌شوند باید توسط خود کتابچه منعکس شود. این کتابچه باید بلحاظ بصری جذاب باشد و نه در هم ریخته. وقت خود را برای ایجاد جذاب بصری در آن صرف کنید. پس از شکل گرفتن اولین نسخه کتابچه برند، ممکن است بخواهید نظر مدیریت را مجدداً جویا شوید. بسیار مهم است که این سند نشان دهنده برند باشد و نه ترجیحات شخصی شما.

برندی بسازیم که فاتح قلب و جیب مشتری باشد

برندسازی طبیعتی دوگانه دارد که در کنار بعد مثبت خود نوعی ضعف برای برندسازی محسوب می‌شود. روشن است که به‌رغم آنچه تمایل به باور داریم، آن‌دسته از نام‌های تجاری که مورد اقبال عمومی قرار نمی‌گیرند هم هنوز قادر به کسب موفقیت هستند، چرا؟ این نام‌های تجاری به نقطه‌ای رسیده‌اند که می‌توانند اقداماتی در پیش بگیرند که شرکت‌های کوچک از انجام آن عاجز هستند.
توضیحی ساده برای دلایل موفقیت برندهایی که قابل قبول مشتری نیستند، وجود دارد: مشتریان در صورتی با یک نام تجاری کنار می‌آیند که مطمئن باشند مزیتی قابل توجه در انتظار آنان است. در واقع مشتریان فروشگاه‌های وال‌مارت در صورتی خدمات متوسط این شرکت را می‌پذیرند که بدانند فاکتور خریدشان از بخش مواد غذایی وال‌مارت حدود ۱۰ یا ۲۰ دلار ارزان‌تر خواهد بود.
نام‌های تجاری پرآوازه همواره بازی را به نفع خود پیش می‌برند. شما در نقش یک مشتری در صورت نبود تجربه هم می‌دانید با انجام خرید چه چیزی به دست می‌آورید و حتی می‌دانید احتمالا آن را به قیمتی پایین‌تر از آن خود می‌کنید.
فروشگاه‌های زنجیره‌ای در آینده باید کیفیت بهتری داشته باشند، اما در پیچ و تاب غریب این دوران فقط برندسازی مناسب است که می‌تواند رضایت مشتری را به دنبال داشته باشد نه چیز دیگر.
در این مقاله به برخی پژوهش‌های صورت گرفته در این خصوص و نمونه‌هایی که شما را در تحقق برندسازی موفق یاری می‌رسانند، پرداخته می‌شود.

بدانید که نمی‌توانید همه چیز همگان باشید
شرکت محصولات غذایی Miracle Whip در بررسی میزان علاقه و ادراکات مشتریان خود از طعم سس‌های جدیدش دریافت که در کنار مشتریان علاقه‌مند گروهی نیز از این محصولات شرکت ناراضی هستند
Miracle Whip  در واکنش به این وضعیت به جای اینکه سعی کند همه‌چیز همه‌کس باشد یک آگهی تبلیغاتی تهیه کرد و با برپایی کمپینی تحت‌عنوان «طرف خود را انتخاب کن» سعی کرد با طرفداران و مخالفان مصاحبه‌ای داشته باشد. در اولین قدم به طرفداران پرآوازه برند مراجعه کردند و آنان را تشویق به اظهار‌نظر در مورد محصولات این برند کردند. در قدم بعدی با تشویق مردم به تهیه ویدئوی «دوستش داری یا متنفری» و تعریف داستان یا خاطره‌ای خوب یا بد از مصرف Miracle Whip توانست با واکنش‌های جالبی از سوی مردم مواجه شود.
همان‌طور که پروفسور Xueming Luo بعدها در یکی از نسخه‌های Harvard Business Review اشاره می‌کند: این استراتژی فقط جنبه تفریحی نداشت. نتایج این کمپین بسیار قابل توجه بود و منجر به افزایش ‌‌۱۴درصدی فروش شد. تحقیقات نشان می‌دهد هیچ چیز جز تنفر قادر نیست افراد را گرد هم آورد.
راز این کار ایجاد یک هویت اجتماعی است که باعث تقسیم افراد به گروه‌های مختلف می‌شود. مطالعات نشان می‌دهد برندهایی که با مقداری خصومت همراه هستند، هنوز می‌توانند قدم‌های بزرگی بردارند. تمامی شرکت‌ها نمی‌توانند به اندازه آمازون مورد پذیرش صد در صدی قرار بگیرند.

ساده باشید
اگر تاکنون قانون یا اصلی جهانی برای برندسازی وجود داشته باشد، آن این است: هرچه برند راحت‌تر درک شود، بهتر است.
سادگی اهرمی برای تصمیم‌گیری راحت‌تر است، به هرحال شاید این برداشت نتیجه ادراک مشتریان از ماجرا باشد. بر اساس پژوهش‌های صورت گرفته: ۷۵ درصد مشتریان ترجیح می‌دهند برندهایی را به دیگران معرفی و توصیه کنند که ساده هستند.
از بسیاری جهات، سادگی در تمامی جوانب بازاریابی دیده می‌شود. در پژوهشی که روی حدود هفت هزار مشتری در خصوص احتمال بازگشت دوباره و خرید حتمی انجام گرفت، به سادگی تصمیم‌گیری به‌عنوان محرک اصلی اشاره شده است؛ در میان عوامل بازگشت دوباره مشتری به سمت برند، ۴۰ متغیر مختلف انتخاب شده بودند که شامل قیمت، درک مشتریان از برند و فراوانی مواجهه آنان با برند از آن جمله بودند، ولی مهم‌ترین عامل در میان تمامی این فاکتورها سادگی تصمیم بود که به میزان سهولت گردآوری اطلاعات قابل اعتماد در خصوص یک محصول دلالت دارد.
از آنجا که سادگی امری ذهنی است بنابراین نحوه ساده‌سازی امور برای مشتری بستگی به خواسته‌های آنان دارد. استاد روان‌شناسی دانشگاه استنفورد جنیفر آکر معتقد است، ایده سادگی علاوه ‌بر تمامی موارد اشاره شده باید شخصیت مورد نظر برند شما را در نظر داشته باشد. پژوهش وی به ۵ بعد اصلی شخصیت یعنی صداقت، هیجان، رقابت، پیچیدگی و استحکام نام تجاری اشاره می‌کند.
همواره از این نکته اطمینان حاصل کنید که شخصیت برند شما در ابعاد دیگر که منعکس‌کننده درک مشتری است، آشکار باشد. به یاد داشته باشید عواملی نظیر قیمت و بسته بندی و … نقش قابل‌توجهی در نحوه برداشت مشتریان از برند شما برعهده دارند.

چرا باید براساس ادراک مشتری برندسازی کرد؟
به نظر شما آیا شرکت خودروسازی لندروور صادقانه معتقد است مشتریانش خودروهای این شرکت را فقط با هدف انجام سفرهای جاده‌ای خریداری می‌کنند؟ با توجه به میزان فروش این شرکت در پاسخ مثبت به این سوال باید تردید داشت. با این وجود این شرکت خودروساز هم‌چنان خود را به‌عنوان تولیدکننده اتومبیل‌های offroad معرفی می‌کند. چرا؟
اخیرا Marc Barros در مقاله‌ای استثنایی به بررسی دلیل برندسازی بر اساس ادراک به جای واقعیت پرداخته است. دلیل احمقانه این امر این است که افراد براساس ادراک خرید می‌کنند نه واقعیت. Marc Barros در مقاله خود در خصوص برندسازی محصول اشاره می‌کند که بر اساس آن حتی مشتریان با‌تجربه نیز از تیر‌رس برندسازی ادراکی در امان نیستند. مصرف‌کنندگان قدیمی با این حال دقت بیشتری به سبکی از زندگی که محصول برایشان به ارمغان می‌آورد، دارند. به نظر مارک این موضوع بیشتر به سبک زندگی فرد خریدار مربوط است تا عملکرد محصول. برای شرکت‌هایی مثل Nike که مشتریانی کمتر علاقه‌مند به نحوه ساخت محصولات دارد، نیازی بسیار بالا به برندسازی بر اساس ادراکات وجود دارد: اینکه کفش‌های Nike را ورزشکاران مشهوری به پا می‌کنند، بدون شک متضمن موفقیت ورزشی سایر مشتریان است.

اخلاق حرفه ای مهمترین عامل در بازاریابی بانکها

در عصر انفجار اطلاعات ، در عصر ماشینی شدن، در عصر رقابت تنگاتنگ و فشرده سازمان های مختلف بانک ها نیز از روش جدا نیستند و باید بتوانند سرعت در تصمیم گیری ، سرعت در فعالیت ها و خدمات خود را توسعه و ارتقا دهند. رقابت بین فعالان اقتصادی دارای ابعاد گسترده ای است که اگر یک نهاد اقتصادی توجه کاملی از هر سو به آن نداشته باشد و یک قدم آهسته تر بردارد ناگهان چنان از قافله اقتصاد عقب خواهند ماند که جبران آن مستلزم طی کردن زمان بسیار طولانی خواهد بود و آن هم در صورتی است که این نهاد اقتصادی ورشکست و یا تعطیل نشده باشد.

با گسترش این رقابت و افزایش رقیبان در بازار، در محیط اطراف ما بانک ها باید محیط خود را شناسایی کرده تا بتوانند با جامعه مخاطب خود روان تر حرکت کنند . شناسایی مشتری از یک سو و شناخت مشتری بانک از سوی دیگر مهمترین تنازع بقا دربازاریابی و خدمات بازار است تا بتوانیم هم خود را از آن افزایش دهیم برای آنکه بتوانیم در جامعه خود روی پا ایستاده و حرکت کنیم رضایت و خوشنودی و وفاداری مشتریان از اهمیت بالایی برخوردار است . مشتری در بانک باید صداقت ، امانت داری و راستگویی را تجربه کرده و به سایر مخاطبان خود اطمینان حاصل کند. دردوره های قبل به دلیل عدم عرضه و تقاضای بالا حق انتخاب نداشتند وبه اجبار از بانکی که خدمات مناسب هم به آنها ارائه نمی کرده استفاده کرده اند ولی امروزه در جامعه جهانی در جامعه ما و به طور کلی در جامعه جهانی هر نوع محصولی دارای تنوع بیشماری است و خدمات بانکی هم از این امر مستثنی نیست .

از طرف دیگر می دانیم خدمات بانکی در ایران عزیزمان هر چند متنوع اما دارای مرزبندی مشخصی است و محدودیت های ویژه ای هم برای آن قایل شده ایم و به سختی دیگر امروز در کشور ما بانک های خصوصی و دولتی برای ارائه خدمات خود دارای محدودیت هستند و نمی توانند با ابزار اقتصادی رضایت مشتری خود را فراهم کنند . افزایش یا کاهش سود برای مشتریان ویژه بانک ها که تفکر اقتصادی دارند به نحوی روشن است و با نگاهی کوتاه می توانند بانک مورد نظر خود را انتخاب کنند .

دربررسی و مقایسه عملکرد بانک ها در ایران متوجه می شویم با وجودی که مدتی است نرخ سود سپرده ها در سیستم بانکی یکپارچه شده است ولی حرکت منابع به سمت بانک های خصوصی هنوز به رشد خود ادامه می دهند . این نشان دهنده تاثیر عواملی غیر اقتصادی در رفتار مشتریان سیستم بانکی می باشد که بانک های خصوصی توانسته اند به مشتریان خود ارائه نمایند از این عوامل می توان به مواردی مانند توجه به نیاز های مشتریان تلاش جهت تامین آنها،برخورد مناسب و خوب با مشتریان ، اهمیت دادن به وقت مشتریان، توسعه خدمات بانکداری الکترونیک ، رسیدگی به شکایات انتقادهای مشتریان ، دریافت نظرات و پیشنهادهای مشتریان و استفاده از آنها در بهبود خدمات و نو آوری بانک اشاره کرد.

با نگاهی کوتاه به تبلیغات فراگیر که برخی در حال انجام آن هستند در می یابیم که نمی توانیم با بمباران تبلیغاتی مشتریان خاصی برای خود به دست آوریم . مشتریان ما امروز حق انتخاب دارند و رضایت مندی و ارتباط مؤثر و کیفیت از دیدگاه مشتریان از ارزش بالایی برخورداراست .

اعتماد وفاداری و تعهد فرآیندی است که مشتری به آن توجه دارد. برای افزایش اعتبار نزد مشتریان در یک بازاریابی اصولی باید بتوانیم وفاداری خود را به اثبات برسانیم و مشتری از خدمات ما رضایت کامل داشته باشد.

دربازاریابی امروز که فرصت انتخاب برای مشتری فراهم گردیده دیدگاه های فرضی و رفتاری را باید بررسی کنیم و آنها را بهم پیوند داده و بتوانیم انگیزه رادر مشتریان خود افزایش دهیم . ارزیابی و آگاهی مستمر از میزان رضایت مشتریان ازخدمات بانکی و شناسایی مشتریان تکریم و احترام از همه مهمتر اخلاق حرفه ای حرف اول را در عصر جدید خواهندزد

اشتباهات رایج در برندسازی و راههای جلوگیری از وقوع آنها

در مسیر برند سازی اغلب ۱۰ اشتباه رایج صورت می گیرد که باید از وقوع آن ها جلوگیری کرد.

۱-تصور شما از برند نباید فقط یک لوگو و ترکیبی از خطوط یا رنگ های مختلف باشد.
برندها معمولا هر چیزی از قبیل ادراک و دریافت پیام برند از سوی مصرف کننده، نگاه کردن و احساس کردن پیام آن، توجه به مشتری، محیط های اینترنتی و شرایط فروش و زبان برقراری ارتباط را شامل می‌شوند.

۲-بر روی سرقفلی برند خود تاثیر بگذارید.
در حالی که بررسی های غیر ضروری می‌توانند صدمات جبران ناپذیری به درک پیام برند شما توسط مصرف کننده وارد کنند، وقتی برند سازی مجدد مشتریان قدیمی و ثابت را از شما می‌راند، دیگر ارزش سابق به برند شما باز نخواهد گشت. قبل از ورود به پروسه برند سازی نیازها و ذهنیات بازار هدف را در نظر بگیرید.

۳-پس از بازسازی برند خود از اعتبار آن کم نکنید در غیر این صورت فقط به ظاهر توانسته‌اید نقاط ضعف آن را برطرف کنید.
فلسفه بازسازی یک برند باید برای دیگران نیز قابل باور باشد. این کار با استفاده از تجربه فعالیت در برند قبلی و شناسایی رفتار و دیدگاه مشتری انجام می‌شود. اقدام به انجام این کار همچنین باید شهرت و آوازه آن را در داخل کشور حفظ کند. اگر کارمندان یک برند خود به آن اعتقاد نداشته باشند، جامعه هدف نیز به آن ایمان نخواهند آورد.

۴-رعایت اصول و مبانی برند سازی را پشت گوش نیندازید.
ناتوانی و بی انگیزگی مشتریان در صبر و انتظار تا زمانی نا‌معلوم ارزش تامین شرایط مناسب برای پیشرفت امور، توسعه تجهیزات برای رشد در بازار و راه اندازی وبسایت تبلیغاتی را از بین می‌برد. ثبت فاکتورها و قراردادهای شما به روش غیر قانونی و نا‌مفهوم، نشان از تجربه کم شما در زمینه تجارت دارد. وقتی به بازسازی برند خود می‌اندیشید نقطه نظرات تمام مشتریان را در ذهن داشته باشید.

۵-این نکته را فراموش نکنید که مردم همیشه به آنچه می‌گویند عمل نمی‌کنند.
مادامی که به تعیین استراتژی های خود درباره بازسازی یک برند بر پایه تحقیقات گروهی می‌پردازید رعایت احتیاط و دور‌اندیشی را از یاد نبرید. فقط با حضور در محیط زندگی مصرف کننده و مشاهده و بررسی عکس العمل او ضمن استفاده از کالا و خدمات ارائه شده از سوی خود می‌توانید حقیقت را دریابید. تحقیقات شخصی حتی اگر چندان هم کامل نباشند می‌توانند شما را در رسیدن به یک راه حل درست راهنمایی کنند.

۶-همفکری با مشاوران یا به شما قدرت بخشیده یا بر آشفتگی‌‌تان می‌افزاید.
این وظیفه یک رییس موفق است که در صورت لزوم هر چند وقت یک بار به بررسی امور بپردازد. با وجود برخورداری از اطلاعات فراوان درباره برند و فعالیت شرکت خود تحقیق درباره شرایط موجود چند بار در سال بسیار مفید خواهد بود.

۷-از قبل برای سازگاری با شرایط برنامه ریزی نکنید.
این موضوع برای اعضای تیم بسیار وسوسه انگیز است که پس از معرفی نهایی یک برند بازسازی شده سود کلانی به جیب برده و آنجارا ترک کنند. انجام پروسه برندسازی و موفقیت در آن ممکن است نیازمند سازگاری با محیط همزمان با شکوفایی در کار باشد. برای حفظ هماهنگی میان اعضای گروه و مشاوران شرکت در طول فرآیند برند سازی باید زحمت انجام این کار را بپذیرید.

۸-بازسازی یک برند را بدون تحقیق انجام ندهید.
در حال حاضر شرکت های زیادی مدعی گوش دادن به صدای مشتری هستند اما در جلسات تشکیل شده برای تصمیم گیری در خصوص استراتژی شرکت بسیاری از این امور نادیده گرفته می‌شوند. مشتری های جدید و دور‌اندیش باید در یافتن راه‌حل‌ها در مرکز توجه قرار بگیرند. در ادامه، واکنش مثبت مصرف کننده نسبت به کیفیت کالا و خدمات ارائه شده از سوی شما، موفقیتتان را تایید خواهد کرد.

۹-فرآیند بازسازی برند خود را بر پایه تبلیغات برنامه ریزی نکنید.
برگزاری یک کمپین و یا دادن یک شعار تبلیغاتی نمی‌تواند جایگاه یک برند را برای همیشه تثبیت کند. استراتژی یک برند باید مسیر حرکت تبلیغات را به سوی پیشرفت هدایت کند. گاهی اوقات موثر ترین بازسازی‌ها نیز هرگز از تبلیغات به روش سنتی استقبال نمی‌کنند.

۱۰-فقط بر روی برند خود تمرکز نکنید.
فقط توجه به برند و شرکت خود می‌تواند فعالیت شما را محدود کند. ضمن انجام پروسه بازسازی یک برند به استراتژی‌های موفق مدیران شرکت های رقیب در خصوص تجربه آنها از چگونگی رفتار مشتری و نحوه فروش کالا بیندیشید. تفکر درباره شیوه فعالیت شرکت‌های غیر مرتبط را کنار گذاشته و دیگران را نیز تشویق به استفاده از این استراتژی کنید.

هشت نکته کلیدی در ایجاد یک شعار تبلیغاتی جذاب

شعار پیامی متحدکننده است که می تواند بازگوکننده هویت شرکتتان باشد. ذات کوتاه و جذاب بودن آن باعث می‌شود مشتریان همیشه آن را به خاطر بسپارند.

خیلی مهم است که شعاری جالب و پرمفهوم برای بیزنس خود انتخاب کنید. سایت مردمان به ۸ نکته‌ای اشاره می‌کند که می توانند کمکتان کند بهترین و برانگیزاننده‌ترین شعار را برای کار و تجارتتان انتخاب کنید.

۱. هرچه کوتاهتر بهتر

شعارتان نباید بیشتر از یک جمله باشد و در بیشتر موارد حتی اگر یک عبارت باشد بهتر است. هرچه شعارتان کوتاهتر باشد، راحت‌تر به خاطر سپرده می‌شود. جذاب‌ترین قسمت کارتان را در چند کلمه ساده و روان برجسته کنید (بین پنج تا ده کلمه).

۲. ارجینال باشد

بد نیست که از تبلیغات و شعارهای موجود الهام بگیرید اما سعی نکنید از شعاری که تا الان موفق بوده است تقلید کنید. چرا باید کسی جذب چیزی تقلیدی شود؟ حتی ممکن است وارد دردسرهای رعایت نکردن کپی‌رایت شوید. خاص و جذاب بودن هم مطمئن‌تر است هم هوشمندانه‌تر.

۳. واقعبینانه باشد

وعده‌ای که نتوانید به آن عمل کنید ندهید. ایده خوبی نیست که شعار دهید «ارزان‌تر از همه‌جا» وقتی نمی‌توانید آن را اجرا کنید (همیشه این احتمال وجود دارد که کسی قیمت‌هایش را پایین‌تر از شما بیاورد). در ادعاهایتان صادق باشید و اغراق نکنید.

۴. شعرگونه باشد

به شعارتان به عنوان یک بیت شعر نگاه کنید. ریتم و جریان خوب شنیدن و به زبان آوردن آن را جذاب‌تر می‌کند. ریتم و تکرار کلمات هم‌آوا می‌تواند شعارتان را در ذهن‌ها ماندگارتر کند.

۵. قابل خواندن باشد

از زبانی مبهم و سردرگم‌کننده برای شعارتان استفاده نکنید. از جملات معلوم و دستورزبانی درست استفاده کنید. جمله معلوم ساختاری است که فاعل انجام‌دهنده عمل است نه اینکه فعل به مفعول نسبت داده شود. مطمئناً شعار اگر به حالت مجهول نوشته شود آن اندازه جذاب نخواهد بود.

۶. قابل گفتن باشد

شعارتان را بلند بگویید. چطور شنیده می‌شود؟ آیا روان به زبان می‌آید یا گفتنش سخت است؟

شعارتان نه تنها باید راحت خوانده شود، بلکه باید راحت و روان بر زبان جاری شود.

۷. بر سود مشتری تمرکز داشته باشد

تقریباً همه شعارهای موفق حاوی دلیلی هستند که چرا مشتری باید بخواهد آن بیزنس را انتخاب کند. مثلاً Burger King می‌گوید، «هر طور دوست داری سفارش دهید»، State Farm می‌گوید، «مثل یه همسایه خوب» و DeBeers می‌گوید، «الماس برای همیشه». همه این شعارها توجه را به سمت فایده اصلی که مشتری از انتخاب آن محصول یا بیزنس می‌برد، می‌کشانند: قابلیت تغییر، صمیمیت و دوام. شما می‌توانید حتی با یک عبارت ساده چیزی که باعث جذابیت شرکتتان می‌شود را بیان کنید.

۸. خنده‌دار نباشد

شوخ‌طبعی می تواند راهی موثر برای به‌یادماندنی شدن شعارتان شود اما باید مراقب باشید. برای برندهایی مثل ۷Up با شعار «۷UP را مال خودتان کنید» خیلی راحت ممکن است جوک بسازند اما شناخته‌شده بودن و پیشینه قوی آن جلویش را می‌گیرد. اما اگر نمی‌دانستید ۷Up چیست و تبلیغ آن را در تلویزیون ندیده بودید، چیز زیادی از شعار آن عایدتان نمی‌شد. برندهای کوچکتر و جدیدتر بهتر است شعارهایی را انتخاب کنند که توصیفی و جدی‌تر باشد.

نتیجه

یک شعار خوب می‌تواند جذابیت و حضور برند شما را پررنگ‌تر کند اما یک شعار بد مشتریان احتمالی‌تان را سردرگم خواهد کرد. با رعایت نکاتی که در بالا به آنها اشاره شد، شعاری برای برندتان انتخاب کنید که در خاطره‌ها ماندگار شود.

رموز طراحی فروشگاه‌ های زنجیره‌ ای بزرگ

ساخت پنجره ویترین: بسیاری از فروشگاه‌ها نمایش پنجره‌ای از ویترین خود ارائه نمی‌دهند که منجر به آن می‌شود مشتریان به سادگی به فروشگاه نگاه کنند. این کار اشتباه می‌باشد. پنجره‌های فروشگاه، چشم فروشگاه هستند و هر پنجره باید داستانی را نقل کند. برای ایجاد یک صفحه نمایش جذاب، از یک تم رنگی خاص برای جلب توجه و ایجاد ارتباط تصویری با فروشگاه خود استفاده کنید. از قرار دادن بیش از حد اقلام در این قسمت پرهیز کنید، زیرا القاء کننده ارزان بودن اجناس است. ایجاد فضا بین کالاها نشان دهنده لوکس بودن آن‌هاست.

درگیر نمودن در اولین تصویر: وقتی مشتریان وارد فروشگاه شما می‌شوند، تصویری که می‌بینند باید گام‌های آن‌ها را کُند نماید. در غیر این صورت ممکن است با عجله از فروشگاه خرید کنند که منجر به خرید کمتر خواهد شد. مشکلی که در برخی از فروشگاه‌ها وجود دارد، قفسه‌های اول است که مانع دید سایر بخش‌های فروشگاه می‌شود. مشتریان اگر چیزی را که در قفسه‌های اولیه می‌بینند، نپسندند، ممکن است فروشگاه را ترک کنند. بهتر است از قفسه بندیی استفاده کنید که دارای پایه‌های کوتاه‌تر و قفسه‌های باریک‌تر هستند. این کار فروشگاه را پُرتر نشان می‌دهد و اجازه می‌دهد مشتریان عمق بیشتری از فروشگاه را ببینند.

هدایت مشتریان به سمت راست: خرده فروشان باید به نحوی فروشگاه‌های خود را طراحی کنند تا نظر خریداران به سمت راست ورودی جلب شود. مطالعات نشان داده‌اند که اکثر افراد در بدو ورود به طور طبیعی ابتدا سمت چپ و سپس سمت راست فروشگاه را می‌بینند.

هدایت مشتریان به نقطه مورد نظر: اغلب خرده فروشان کوچک در انتهای یک راهرو نمایش ظاهری قابل ملاحظه‌ای نشان نمی‌دهند. آن‌ها یک راهرو ایجاد می‌کنند که به هیچ چیز پایان نمی‌یابند جز دیوار پشتی و یا یک انبار. خرده فروشان می‌توانند از راه طولانی استفاده کنند تا مشتریان را به یک بخش جدید منتقل نمایند.

ایجاد یک زاویه: در حالی که کارآمدتر است که راهروها موازی با دیوارهای خارجی فروشگاه طراحی شوند، فروشندگان می‌توانند با ایجاد زوایایی، جذابیت بصری بیشتری ایجاد کنند.

ایجاد وقفه: نقطه‌های توقف وسط راهروهای طولانی مانند نشانه‌ها یا نمایشگرها یک وقفه بصری ایجاد می‌کنند و مشتریان را وادار به توقف نموده و توجه‌شان را به آن نقاط جلب می‌کنند.

بهبود رضایت مشتری با استفاده از شکایات مشتری

  • اگر مشتریان وقت خود را صرف شکایت می‌نمایند در واقع به شرکت لطف می‌کنند. آن‌ها گزینه‌ای دیگری هم دارند و آن این است که دیگر از آن شرکت خرید نکنند، اما فرصتی برای شنیدن و انجام اقداماتی برای رفع شکایتشان به شما می‌دهند. آن‌ها به شما فرصتی می‌دهند تا کسب و کارتان را حفظ کنید و مهم‌تر از همه، فرصتی برای تبدیل آن‌ها به یک مشتری راضی و یا حتی یک مشتری وفادار.
  • به کارکنان خود سکوت کردن و گوش دادن را آموزش دهید. با این کار، پرسنلی که با مشتری تعامل دارند، می‌تواند اولین کسانی باشد که عذرخواهی نمایند و برای رفع مشکل اقدام کنند یا مدیر مربوطه را مطلع سازند. مشتریان علاقمندند به جای این که به نفر بعدی پاس داده شوند جمله “متاسفم” را بشنوند. حل مشکل به سرعت و با کمترین تعداد کارکنان اولویت اول است.
  • سعی نکنید علت مشکل را توجیه کرده یا تقصیر را به گردن دیگران بیندازید. بگذارید مشتریان بدانند این موضوع برای شما مهم است و به آن‌ها بگویید به زودی اقدامات لازم را برای رفع و جلوگیری از وقوع مشکلات آینده انجام خواهید داد.
  • اقدام متناسب با موقعیت انجام دهید، که می‌تواند شامل پیشنهاد تعویض کالا، آموزش مجدد پرسنل جهت ارائه خدمات بهتر، پس دادن پول مشتری و… باشد. به یاد داشته باشید اقدامات کوچک اثرات بزرگی را برجا می‌گذارند.
  • به حرفی که زدید عمل کنید. به یاد داشته باشید که شما فقط یک شکایت را برای یک مشتری اصلاح نمی‌کنید. هنگامی که یک مشتری وقت خود را برای شکایت می‌گذارند، احتمالاً مشتریان ناراضی بیشتری در آن زمینه وجود دارند که شکایت نمی‌کنند. هدف شما جلوگیری از این مسئله است که مشکل مربوطه دوباره اتفاق نیافتد و باعث بهبود تجربه خرید کلی برای هر مشتری شود.

ویژگی یک طرح بازاریابی خوب در شرایط سخت اقتصادی

در شرایط بحران اقتصادی، استراتژی‌های قدیمی بازاریابی دیگر اثرگذار نیستند و به همین دلیل، شرایط دشواری برای مدیران بازاریابی به وجود می‌آید.

هنگام رکود اقتصادی، مدیران بازاریابی باید طرح‌های بازاریابی قدیمی را که داده محور و مبتنی بر پژوهش‌های گسترده هستند رها کرده و طرح‌های خلاقانه‌ای را شروع کنند که منسجم، محرک و به شدت متمرکز بر عمل باشند.
این مقاله تاکید می‌کند که چرا طرح بازاریابی قدیمی مناسب فضای کسب وکار امروز نیست و چارچوب ساده‌ای را که در مورد اهداف و اقدامات استراتژیک بنیان‌گذاری شده، معرفی می‌کند.

دوران چالش زا
در شرایط بد اقتصادی، مشکلاتی مانند تقاضای مشتری و روبه رو شدن با رقبا وضعیت را بدتر می‌کند. تغییرات تکنولوژیک به این معنی است که شرکت‌ها نمی‌توانند ثابت باقی بمانند و تنها راه موفقیت آنها این است که همیشه به دنبال نوآوری بزرگ بعدی باشند. مدیران بازاریابی به طور خاص، همیشه بیش از بقیه تحت فشار هستند و باید بین افزایش فروش در کوتاه‌مدت و ایجاد برندی قوی که در بلندمدت هم رشد کند، تعادل ایجاد کنند.
در هر حال، سه عامل وجود دارد که شرایط چالش‌زایی را به طور خاص برای مدیران بازاریابی به وجود می‌آورد.
عامل اول، انفجار داده‌ها است. به عبارت ساده‌تر، بازاریاب‌های امروز بیش از هر زمان دیگری اطلاعات در اختیار دارند. کاهش هزینه‌های تکنولوژی باعث شده، کمیت خالص داده‌ها به میزان قابل توجهی افزایش یابد. در بسیاری از کسب‌وکارها، امکان دریافت اطلاعات فروش به صورت دقیقه به دقیقه، شهر به شهر و مورد به مورد وجود دارد. این انفجار داده‌ها از بسیاری جهات شگفت‌انگیز است، اما یک مشکل هم محسوب می‌شود؛ بازاریاب‌ها مجبورند روشی برای پردازش اطلاعات بیابند و آن را بفهمند.
عامل دوم افزایش تعداد تاکتیک‌های بازاریابی است. بیست سال پیش، تنها چند شبکه تلویزیونی و تعداد محدودی نشریه در اختیار بازاریاب‌ها بود. امروز، صدها شبکه و میلیون‌ها وب سایت وجود دارد. انتخاب بین همه این گزینه‌ها کار سختی است. در واقع، شناخت و تحلیل همه این گزینه‌ها غیرممکن است.
سومین و مهم‌ترین مساله رکود اقتصادی است. رکود اقتصاد موجب می‌شود شرکت‌هایی که قبلا وضعیت خوبی داشته اند، در آستانه ورشکستگی قرار بگیرند. شرکت‌هایی هم که همچنان مستحکم مانده‌اند، نسبت به آینده‌ای که پیش‌بینی آن غیرممکن است، نگرانند. در چنین فضایی، بازاریاب‌ها باید به سرعت حرکت کنند و به شدت نتیجه محور باشند. در این شرایط، دیگر جایی برای اجرای برنامه‌های جالب باقی نمی‌ماند، بلکه باید اقداماتی متفکرانه انجام داد که تاثیری فوری بر کسب وکار داشته باشد. بازاریاب‌هایی که نمی‌توانند نتایج کوتاه مدت به دست آورند، موفق نخواهند بود.

دلایل ناکارآمدی طرح‌های قدیمی
طرح‌های بازاریابی قدیمی معمولا به شکل یک سند یکپارچه و طولانی هستند. بسیاری از آنها بیش از دویست صفحه دارند. مشکل این است که اینگونه طرح‌ها با چالش‌هایی که بازاریاب‌های امروزی با آنها مواجه می‌شوند، کاملا ناسازگارند. این طرح‌ها خیلی طولانی هستند، حجم داده‌ها بسیار زیاد است و حاوی جزئیات زیادی است. مرور همه این داده‌ها در شرایط امروز، کار بیهوده و غیرممکنی است.
یک طرح بازاریابی طولانی و پیچیده، مشکلات زیادی به همراه می‌آورد. یکی اینکه خیلی‌ها زمان ندارند که مثلا یک سند صد صفحه‌ای را بخوانند. دیگر اینکه اینگونه طرح‌ها عاری از تمرکز است؛ تاکتیک‌ها و جزئیات زیادی وجود دارد که ایده‌های بزرگ آنها را نادیده می‌گیرند. جدی‌ترین مساله این است که تغییر طرح کار دشواری است. همچنین به روزرسانی سریع یک طرح بازاریابی ۲۰۰ صفحه‌ای در واکنش به شرایط متغیر، غیرممکن است.

ویژگی‌های یک مدل جدید
پس از مصاحبه با ده‌ها مدیر بازاریابی در سراسر جهان، دریافتم که مبانی ایجاد یک طرح بازاریابی ارزشمند، ساده بودن و سازگاری با صنایع مختلف است.
هدف از ایجاد یک طرح بازاریابی، عرضه و جذب حمایت برای آن است. برای اینکه این اتفاق رخ دهد، یک طرح بازاریابی خوب، باید واضح و تاثیرگذار باشد و مخاطب باید بداند چه چیزی به او ارائه می‌شود. همچنین طرح باید تاثیرگذار باشد.
یک طرح بازاریابی باید بر اساس سه مساله ایجاد شود: اهداف و آرمان‌ها، اقدامات استراتژیک و تاکتیک‌ها. مدیران بازاریابی می‌توانند از این چارچوب ساده برای دگرگون کردن طرح‌های بازاریابی خود استفاده کنند.

اهداف و آرمان‌ها
یک طرح بازاریابی خوب باید همیشه با اهداف و آرمان‌های مشخص شروع شود. تنها دلیل موجود برای سرمایه‌گذاری در بازاریابی این است که کاری کنیم اتفاقی رخ دهد. بازاریابی هنر یا فلسفه نیست و بنابراین به خودی خود ارزشی ندارد. بازاریابی یک فرآیند است و طرح بازاریابی یک ابزار. به عنوان مثال، شناخت مشتری امر بسیار مثبتی است. در واقع، یکی از مفاهیم هسته‌ای بازاریابی تمرکز مشتری است؛ یعنی شما مجبورید مشتریان خود را بشناسید. به هر حال، اگر رفتار مشتری را بشناسید، اما کاری انجام ندهید، این شناخت هیچ ارزشی نخواهد داشت. دانستن اینکه ۵۲ درصد مشتریان شما از فعالان محیط زیست هستند، اطلاعاتی جالب اما بی فایده است؛ مگر اینکه در رابطه با آن کاری انجام دهید.
در یک طرح بازاریابی، بهترین آرمان مربوط به سود مالی و جریان نقدی است. مدیران، مسوول ارزش آفرینی برای کسب وکار هستند و ارزش یک کسب وکار از نظر مالی، جریان نقدی و درآمدی آینده آن است. در نتیجه، مدیران بر این هدف متمرکز می‌شوند.
اما یک طرح بازاریابی باید هدف غیرمالی هم داشته باشد. دستاوردهای مالی مهم هستند، اما تنها موضوع مورد اهمیت نیستند. در واقع، ممکن است تحقق اهداف مالی در کوتاه مدت ممکن باشد، اما این موضوع می‌تواند به قیمت آسیب رساندن به کسب وکار یا برند شما تمام شود. به عنوان مثال، یک حراجی گسترده می‌تواند باعث افزایش فروش شما شود، اما ممکن است در بلند مدت مشکلات جبران‌ناپذیری به دنبال داشته باشد.
البته مهم است بدانیم که یک طرح بازاریابی نمی‌تواند اهداف زیادی را در خود داشته باشد، چون تمرکز افراد را کمرنگ می‌کند و منجر به سردرگمی می‌شود. طرح بازاریابی در بهترین حالت، باید بر اساس یک یا دو هدف ایجاد شود.

اقدامات استراتژیک
اقدامات استراتژیک اولیه، قلب یک طرح بازاریابی هستند. با شناسایی اقدامات استراتژیک می‌توانیم به این سوال پاسخ دهیم که برای رسیدن به اهداف، قرار است چه کارهایی انجام دهیم؟
اقدامات استراتژیک اولیه در واقع یعنی سازمان برای اداره کسب وکار چه کارهایی انجام می‌دهد. مثلا «ایجاد آگاهی برند» یک اقدام استراتژیک مناسب است. در عوض، کیفیت و نوآوری اقدامات مناسبی نیستند. این دو مفهوم به خودی خود مهم‌اند، اما کیفیت یا نوآوری به تنهایی بی معنا هستند. باید مشخص کنیم که کیفیت افزایش می‌یابد یا کاهش؟ یا منظور ما چه نوع نوآوری است؟
یک طرح بازاریابی نمی‌تواند اقدامات اولیه زیادی را دربربگیرد. بهترین حالت این است که در طرح ما سه یا چهار اقدام ابتکاری وجود داشته باشد. شناخت چند اقدام محدود، به تمرکز بیشتر منجر می‌شود.

تاکتیک
این بخش، جزئیات طرح بازاریابی را مشخص می‌کند. تاکتیک می‌تواند گروه‌های تبلیغات، تولید محصولات جدید و توسعه محصول را دربربگیرد. در این بخش از طرح بازاریابی، مسائل جزئی تر می‌شوند و باید توضیح داده شود ابتکارات چگونه پیش می‌روند. مثلا اگر اقدام مورد نظر ایجاد نرخ خرید با مشتریان اصلی باشد، بخش تاکتیک برنامه‌های خاصی را که منجر به ایجاد نرخ خرید می‌شوند، پایه‌ریزی می‌کند.
یک طرح بازاریابی را به طور خلاصه اینگونه می‌توان نشان داد:

کلید موفقیت چیست؟
برای ایجاد یک طرح بازاریابی قوی، سه کلید موفقیت وجود دارد که عبارتند از:
۱) یک تیم میان کارکردی ایجاد کنید
مدیران بازاریابی نمی‌توانند به تنهایی یک طرح بازاریابی خوب و قوی ایجاد کنند و به دو دلیل مهم نیاز به یک تیم میان کارکردی دارند. اول اینکه یک تیم میان کارکردی می‌تواند مسائل بالقوه را شناسایی کند و مورد توجه قرار دهد. اجرای طرح همیشه یک فاکتور اساسی محسوب می‌شود.
در واقع، یک طرح بازاریابی که بهترین ایده‌های دنیا را در خود داشته باشد، اگر به درستی اجرا نشود، هیچ کاربردی ندارد. خیلی از مسائل، وقتی پای تیم‌های میان کارکردی به میان می‌آید، ظهور می‌کنند. مثلا اگر از تیم فروش مشورت نگیرید، هیچ گاه نمی‌فهمید که مشتریان خواهان ۳ درصد تخفیف شده‌اند.
دوم، درگیر کردن تیم میان کارکردی این احتمال را که طرح در نهایت از سوی سازمان مورد حمایت قرار بگیرد، افزایش می‌دهد.
۲) ابتدا فونداسیون را چک کنید
استحکام یک ساختمان به استحکام فونداسیون آن مربوط است. در مورد طرح بازاریابی هم همین طور است. بنابراین، قبل از ایجاد طرح، باید فونداسیون آن را چک کنید. هر کسب وکاری باید دو عامل اساسی داشته باشد: ماموریت و موقعیت یابی. ماموریت همان هدف کسب وکار و آرمان‌های بلند مدت آن است. ماموریت سازمان به سوالاتی مانند اینکه «چرا این کسب وکار را راه انداخته ایم؟ قرار است در بلند مدت به چه چیزهایی دست یابیم؟ ارزش‌ها ما چیست؟» پاسخ می‌دهد.
موقعیت یابی یعنی توضیح اینکه یک برند خاص در بازار چه جایگاهی دارد. این عوامل عامل انسجام یک کسب وکارند و نباید دائما تغییر کنند. در عوض، یک طرح کسب‌وکار باید سالانه یا شاید زودتر دستخوش تغییرات شود. اگر کسب‌وکاری ماموریت و موقعیت‌یابی نداشته باشد، تهیه طرح بازاریابی برای آن بی‌فایده خواهد بود.

۳) تحلیل، تحلیل، تحلیل
بدون شناخت عمیق مشتری، رقبا و بازار، ایجاد یک طرح بازاریابی غیرممکن است. اطلاعات، داده‌ها و رویکردها در این زمینه مهم هستند. اندازه یک طرح بازاریابی نهایی باید منعکس کننده عمق و وسعت تحلیل‌های صورت گرفته باشد. البته همه تحلیل‌های صورت گرفته نباید در طرح لحاظ شوند. طرح بازاریابی تنها باید مهم‌ترین تحلیل‌ها و یافته‌ها را به شکلی ساده در خود جای دهد.
در نهایت باید گفت که در دنیای امروز که تغییرات به سرعت اتفاق می‌افتند، مدیران نمی‌توانند در پس نمودارهای تصویری و تحلیل‌های پیچیده پنهان شوند. آنها باید انتخاب‌های هوشمندانه‌ای داشته باشند و سپس آن را اجرایی کنند. یک طرح بازاریابی منسجم که بر اساس اهداف، اقدامات استراتژیک و تاکتیک بنا نهاده شده باشد، کمک می‌کند این اتفاق رخ دهد.